شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۷

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خواجه، تو را در دل اگر هست صفائیبر هستی آن چونکه تو را نیست ضیائی؟
۲
ور باطنت از نور یقین هست منوربر ظاهر آن چونکه تو را نیست گوائی؟
۳
آری چو بود ظاهر تحقیق، ز تلبیسپیدا شود او، همچو صوابی ز خطائی
۴
در وصف چو خیری نبود خلق پرستیدر صید چو بازی نبود جوجه ربائی
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth