خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۵۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در حریم دل من شمع شب افروز توییچمن و باغ بهار من و نوروز تویی
۲
چاک زد سینه ام ابرو چو به مژگان گفتمای سیه تاب مگر ناوک دلدوز تویی
۳
کیست دایم که به آن گوش سخن می گویدجز تو ای زلف که هندوی بدآموز تویی
۴
یار مستانه گذر کرد به رویش گفتممی شنیدیم ز دل آتش جانسوز تویی
صفحهٔ ۱ از ۲