خلوتی با خواجه عبدالله انصاری
موعظهٔ چهارم - در مذمت دنیای ملامت کیش و سرزنش آن بیش از پیش و شناسائی گوهر خویش که باعث حق شناسی است به بینش دور اندیش
مواعظ
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای عزیز به معیار عقل و تمیز جوهر خود بشناس و از قدر و قیمت گوهر خود یاد کن که متاعیست کاسد و بضاعتی است فاسد و چراغیست بخوناب ادراک افروخته اما بر رهگذر باد است و بنائی است از حجاب خاک سر برافراخته بر آبش بنیاد است نه کس را هرگز پاید ونه اعتماد را شاید
۲
پس صلاح آنست و مصلحت چنانست که نیت به خیراندیشی مصروف داری و کار را برضای حق سپاری و با خلق نیکوئی ورزی تا پیش حق بهر چه گوئی ارزی
۳
این کار وابسته به عنایت است و موقوف بطاعة و عبادت است
۴
آفرینش عرش و کرسی نه تلبیس است آنکه خدایتعالی را محتاج بآن گوید بدتر از ابلیس است
صفحهٔ ۱ از ۴