شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجه عبدالله انصاری

بخش ۶۲

سخنان پیر طریقت

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیر طریقت گوید: الست بربکم کرامت خدا است و بلی نیکوئی واحسان او است که داعی و مجیب هر دو یکی است و پرسنده و پاسخ گوینده خداوند است آن چنان که خداوند بنده خود را خواند و او را به خود نیوشید و گوش شنوا داد و خود جواب داد و به بنده جواب بخشید
۲
ای سزاوار ثنای خویش ای شکر کننده عطای خویش ای شیرین نماینده بلای خویش بنده بذات خود از ثنای تو عاجز و به عقل خود از شناخت منت تو عاجز و به توان خود از سزای تو عاجز کریما گرفتار آن دردم که تو داروی آنی، بنده آن ثنایم که تو سزاوار آنی؛ من در توچه دانم؟ تو دانی؟ تو آنی که خود گفتی و چنانکه خود گفتی آنی، تو آنی که مصطفی گفت: من ثنای تو را نتوانم شمرد آنگونه که تو خود بر نفس خویش ثنا گفتی
۳
آنچه خدا از خود نشان داده همانست و صفت او چنان است که خدا از خود بربیان است و مصطفی از او برعیان است
۴
اثبات صفت برای خدا کردن از خویشتن نشاید و تنزیه او را کردن بخویشتن نباید، گوش فرابکتاب و سنت دار آنچه گوید تو بگوی که آنست آنچه خدا نام و صفت خود گفت تو بگوی و آنچه نگفت تو مگوی، که نیست؛ خدا نگفت که من چونم، اگر گفتی که چونم ما (هم) بگفتمی خدا گفت که من هستم نگفت که چون هستم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth