شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجه عبدالله انصاری

بخش ۷۴

سخنان پیر طریقت

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیر طریقت گوید: سبب ندیدن نادانی است اما با سبب ماندن شرک است، از سبب برگذر تا به مسبب رسی، در سبب دل مبند تا در خود برسی، عارف را نه چشم بر لوح است نه بر قلم نه بسته حوا است و نه اسیر آدم عطشی دارد دائم هر چند قدحها دارد مادام، ای مهیمن اکرم و ای مفضل ارحم یک بار قدح بازگیر تا این بیچاره برزند دم
۲
لطیفه نوشته اند یوسف را دو چیز بحد کمال بود یکی حسن خلقت و دیگری علم و فطنت حسن خلقت جمال صورت است و علم و فطنت کمال معنی پس خداوند تقدیر چنین کرد که جمال وی سبب بلا گشت و علم او سبب نجات! تا عالمیان بدانند که علم نیکو به از صورت نیکو است
۳
خدایا، من گاهی بخود نگرم گویم از من زارتر کیست؟ گاهی بتو نگرم گویم از من بزرگوارتر کیست؟
۴
گاهی که به طینت خود افتد نظرمگویم که من از هر چه در عالم بترم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth