شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجه عبدالله انصاری

بخش ۹۳

سخنان پیر طریقت

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیر طریقت گوید: خداوند صحبت نه مزدور است و مزدور بحقیقت مغرور است و تا مرد مزدور است از صحبت دور و تا امر رامعظم و نهی را محترم دارد غرقه نور است و عباد رحمن به حقیقت ایشانند که بر ظاهر ایشان بند فرمان و در باطنشان نثار لطف رحمن است بند فرمان بر ظاهر نشان خائفان است و نثار لطف رحمن در باطن نشان مقربان است
۲
او نه بذات در دل بود بلکه در دل یاد او بود و در سر مهر او و در جان نظاره او
۳
اول مشاهده دیدار دل است پس از آن نزدیکی دل پس از آن وجود دل پس از آن معاینه دل پس از آن استیلاء قرب بر دل پس از آن استهلاک دل در عیان که از وراء آن عبارتی نتوان در روی زمین نبایسته تر از او نیست که پندارد که بایسته است و ناپاکتر از او نیست که پندارد که شسته است این چنین کس دو چیز می درباید:
۴
نیازی از تو و یارئی از او نیازمند را ردنیست و در پس دیوار نیاز مکرنه، عزیز اوست که بداغ اوست و بر راه اوست که با چراغ او است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth