شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجه عبدالله انصاری

بخش ۱۰۶

سخنان پیر طریقت

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیر طریقت گوید: این شغل در بهشت شغل عامه مؤمنان است اما مقربان مملکت و خاصان حضرت مشاهدت از مطالعه شهود و استغراق وجود یک لحظه هم با نعیم بهشت نپردازند و به زبان حال همیگویند:
۲
روزی که مرا وصل تو در چنگ آیداز حال بهشتیان مرا ننگ آید
۳
خداوندا عظیم شأنی و همیشه مهربانی قدیم احسان و روشن برهانی هم نهانی هم عیانی از دیده نهانی و جانها را عیانی بچیزی مانی تا گویم که چنانی آنی که خود گفتی و چنانکه خود گفتی آنی ای جوانمرد اگر چنان است که در جهد و در عمل تقصیرداری در آن کوش که در راستی دوستی و درد شوق مقصر نباشی که صدق محبت تقصیر عمل را جبران کند لیکن توفیر (زیاد کردن) عمل تقصیر محبت را جبران نکند
۴
برخبر همی رفتم جویای یقین خوف مایه و رجاء قرین مقصود از من نهان و من کوشنده دین ناگهان برق تجلی بتافت از کمین آری از گمان و شک چنان بینند و از دوست چنین
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth