شعر را زندگی کن
خلوتی با شمس مغربی

شمارهٔ ۵

غزلیات از منبعی دیگر

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گنجهای بی نهایت یافتم در کنج جانکنج جان را بین که چون شد کان گنج بیکران
۲
جان من از عالم نام و نشان آمد برونبی نشان شد تا در آمد در جهان بی نشان
۳
تا که آمد در خراب آباد دل گنجی پدیدتا خراب آباد دل شد سر به سر معمور از آن
۴
هر زمان آید به شهرستان دل از راه حقبا متاع بی نهایت صد هزاران کاروان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth