خلوتی با صفی علیشاه
بخش ۷۴ - در بیان آمدن مرید شقیق بلخی به زیارت سلطان العارفین بایزید بسطامی و جرح فرمودن آن مقتدای اهل یقین صفت توکل را که شقیق گرفتار آن حالت شده بود نکته کمال التوحید نفی الصفات را اینجا دریاب
دفتر دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگرچه توکل صفت بنده است و مقصود از نفی الصفات، صفات حس است اما تا سالک نفی صفات خود که آن را عارفان تعینات کونیه خوانند نکند به فنای فی الصفات نرسد و تا فنای فی الذات نگردد به نفی الصفات که کمال توحید است و آن را مرشدان طریقت تعینات الهیه نامیده اند نرسد زیرا که عین ثبوتی او هنوز در حضرت علم برقرار استکرد عزم حج مریدی از شقیق
۲
گفت شیخش رو به بسطام از طریقهم زیارت کن شه آگاه را
۳
بایزید آن پیشوای راه راچون به بسطام آمد از ره آن فقیر
۴
گفت شاهش در سلوکت کیست پیرگفت پیر من شقیق پاک خو
صفحهٔ ۱ از ۷