شعر را زندگی کن
خلوتی با سام میرزا صفوی

۲۹- امیر حاج

صحیفهٔ اول : در ذکر سادات رفیع الدرجات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از جمله سادات جنابد خراسانست و در طهارت اصل و لطافت طبع مستغنی از تحریر و بیان، گویند که انقطاع و تجردش در مرتبه ای بود که روزی امیر علیشیر بحجره ی او درآمده آن منزل را چون خاطر محزون اهل دل از متاع دنیوی خالی دید لاجرم تفقدی بخاطر آورده جمع مایحتاج او را نقد و جنس سامان و سرانجام نموده بدانجا فرستاد، میر چون بوثاق خود آمد آن اسباب و یراق را ملاحظه نمود در آن حجره را فراز کرده بحجره دیگر تحویل فرمود ؛ از شعر بفنون غزل و قصیده میل ایشان بیشتر بوده و همیشه خاطر خطیر بر مداحی اهل بیت می گماشته این ابیات از جمله غزلیات آن منبع السعادات است .
۲
ز سینه هر نفسم آه جانگداز برآیدچو آتشی که نشیند دمی و باز برآید
۳
بمسجد ار بخرامی بلطف آن قد و قامتهزار عابد صد ساله از نماز بر آید
۴
اگر در گوشه غم دور از آن سیمین بدن میرمخلل در کار عشق آید در آن روزی که من میرم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth