شعر را زندگی کن
خلوتی با سام میرزا صفوی

۱۴۹- مولانا شرف الدین علی بافقی

صحیفهٔ دوم - در ذکر علماء

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بافق قصبه ایست از قصبات ولایت کرمان و وی در ملک سخنوری و طلاقت بیان سحبان زمان، لا تکلف، تا اختر فضایلش بافق کمال برآمده از پرتو طلوع آن عرصه ساحت فصاحت روشن است . و تا گلبن افضالش در جویبار سرابستان کمالات سرکشیده فضای دلگشای بلاغت از سایه گلشن او خرم و اگر بجواهر اشعار آبدارش ابکار افکار را ترصیع کنند رواست، و اگر فصحای بلاغت انجام سبحه سان دست بدستش گردانند سزاست، این اشعار عذوبت آثار از اوست :
۲
نخواهم بگذرد سوی چمن باد از سر کویشکه ناگه بوی او گیرد گل و غیری کند بویش
۳
نخواهم شمع من آرایش هر انجمن باشدهوس دارم که همچون روشنی در چشم من باشد
۴
در جواب مولانا جامی که گفته :
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth