→ صحیفهٔ دوم در ذکر سادات و علماسام میرزا صفوی
سام میرزا صفوی
صحیفهٔ دوم - در ذکر علماء
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
۱۳۹- قاضی میر حسین منطقیاز اکابر یزد است و مسقط الرأسش قصبه میبد است در اوان جوانی بشیراز رفته نزد علامه دوانی تحصیل نموده و در اکثر علوم خصوصا اقسام احکام حکمی فیلسوف و در میان همگنان بصفت عالی رتبت انی اعلم مالا تعلمون موصوف گردید، تصانیف متینش بسیار، در رغرر فواید رزینش قلاده ی گردن روزگار، از جمله شرح دیوان معجز بیان حضرت امیرالمؤمنین (ع) اگر چه شیعه در آن که تمام دیوان شعر آنحضرت است سخن دارند اما در اینکه گاهگاهی کلمات معجز آیات موزون از آن حضرت سر میزد .هیچ شکی نیست و تخلص آن حکمت شعار منطقی است این مطلع و این معما از اوست :←۱۴۰- مولانا جلال الدین محمد دوانیارسطوی ثانی بلکه افلاطون یونانی است شرح تجرید و تفریدش از تعلیق حواشی اهل توصیف و تحقیق مستغنی، از بیان، و جلالت قدرش، از غایت اضائت اشراق انوار ذاتش از بسط و تطویل بی نیاز .←۱۴۱- مولانا حسین اردبیلیعامل کامل و نکته دان فاضل بود کواکب فضائل نفسانی، از مطلع آن معلم ثانی، طالع و انوار تجرد در اکثر فنون و مقاصد علوم از مواقف تألیف تحریرش ساطع، در اوایل حال و جوانی در خدمت حضرت ارشاد پناه هدایت دستگاه سلطان حیدر صفوی قدس سره العزیز مشرف بوده باشارات شفا بشارات آن قدوه ی ارباب نجات جهت تحصیل کمالات روی توجه بجانب خراسان کرده بود و در اکثر علوم معقول و منقول سرآمد ارباب کمال گردید و از آنجا معاودت فرموده خادم حظیره ی مقدسه گشت و اوقات فرخنده ساعاتش بنشر علوم میگذشت و در شهور سنه خمس و تسعمایه برحمت حق پیوست . عمر شریفش از هفتاد سال متجاوز بود گاهی تفنن بگفتن شعر میفرمود . این رباعی در توحید از آن سر دفتر ارباب تجرید است .←۱۴۲- مولانا محمد ابوطالب جرجانیبزیور فضایل نفسانی و حلیه کمالات انسانی محلی است، تحریر قواعد شرایعش تبصره المتعلمین خواص و عوام و ارشاد و دروس حقایق مأنوسش تذکره ی فقهای ایام و علمای انام، مدت مدید در عتبات عالیات می بود و آخر از آنجا بعراق عجم آمده در کاشان اقامت فرموده و در شهور سنه خمس و اربعین و تسعمایه متوجه ریاض رضوان گردید . گاهی بگفتن اشعار خصوصا نعت و منقبت رغبت نموده تخلص حزینی میکرد این مطلع قصیده از اوست که در جواب استادان واقع شده .←۱۴۳- امیر فیض اللهاصلش از دار السلام بغداد است و از امیر زاده های کریم النهاد آنجا و سلسله نسبش بآل برمک متصل و مثل هذامن برکه البرامکه مصداق حال آن سر دفتر افاضل، اطلاق لفظ امیر باو، از رهگذر امارت است نه بمعنی سیادت، در اوایل حال در عتبات عالیات می بوده و آخر از آنجا متوجه عراق عجم گشته جهت تحصیل در بلده ی کاشان متوطن گردید و در سلک شاگردان مولانا شمس الدین محمد خفری در آمده اکثر متداولات بنظر امعان مطالعه فرمودند بعد از آن مدت ده سال در شیراز نزد مولانا عبدالصمد تحصیل نموده چند وقتی در تبریز در مدرسه مظفریه و نصریه بافاده ی علوم دینیه اشتغال داشت تا آنکه در این اوان حسب الامر قضا جریان بر مستقر قضاء معسکر قرار گرفت الحق در آن امر خطیر کمال امانت مبذول داشته از خود به تقصیر راضی نیست و گاهی میل بنظم فرموده این اشعار آبدار بر صحیفه روزگار تعلیق نموده اند . تخلص حاجبی میفرمود :←۱۴۴- مولانا سلطان محمد استر ابادی صدقی تخلصعالم کامل و شاعر فاضل است اکثر علوم خصوصا کلام و فقه را ورزیده در بحث علمی و فصاحت بی نظیر زمان و در شعر و انشاء یگانه دوران اما بسیار بی طالع افتاده و گوئیا فلک کجرفتار ناسازگار غیر از این کاری ندارد که عاقل از او در رنج باشد و جاهل صاحب گنج و این رباعی مشارالیه در اینجا مناسب حال است .←۱۴۵- مولانا قاضی شمس الدین محمد معلممولدش لاهیجان گیلان است در محلی که صاحبقران مغفور در آنجا تشریف داشته اند بملازمت ایشان بعزم جهانگیری علم برافراخته در ابتدای ظهور دولت این دودمان عظیم الشان منصب صدارت ممالک محروسه تعلق بدیشان داشت، بعد از آنکه مدتی ترک آن کرده بحال خود می بودند و بعضی اوقات تعلیم شاهزادگان سوای من در عهده ی اهتمام ایشان بود در این ولا که سن شریفشان از نود متجاوز است ترک علایق و عوایق کرده اوقات بطاعات و عبادات صرف میکنند این نظم حسب حال خود گفته اند .←۱۴۶- مولانا رکن الدین مسعوداصلش از شیراز است و از عظمای اطبای عمر خود . بیمن نفس و سعادت قدم مشهور و ممتاز، از جمله شاگران نجیب مولانا صدرالدین علی طبیب است از شیراز متوجه کاشان گشته در آنجا توطن فرمودند و در اواخر ایام بطبابت نواب صاحبقرانی شرف امتیاز یافت در شهور سنه ست و اربعین و تسعمایه بمرض الموت گرفتار آمد این مطلع از ایشانست و بسیار نازک آمده .←۱۴۷- مولانا کمال الدین حسینولد رشید حکیم مذکور است نفس نفیسش تریاق فاروق داروخانه فاذا مرضت فهو یشفین و قدم شفا اثرش نجات بخش ما هو شفاء و رحمه للعالمین در علم طب ید بیضا داشت و در علم حکمت نفس مسیحا، در فضایل و سایر اقسام علوم عل تفوق میافراشت، خطش رقم نسخ بر تعلیق استادان می کشید و سلیقه موزونش در بیت الفضایل زمانه فرید بود، در شهور سنه ثلاث و خمسین و تسعمایه بسیآت فوات مبتلا شده بمطب عدم خرامید این دو مطلع از اوست :←۱۴۸- مولانا جلال الدین محمد طبیبحاوی فضایل نفسانی و جامع اختیارات بدیع الصفات کمالات انسانی، اصفهانی است در طب شاگرد نفیس مولانا صدرالدین علی شیرازی است بعد از آنکه مولانای مذکور مدتی در گیلان رشت بسر برده بودند بخدمت صاحبقرانی مغفور مشرف گشت، این مطلع از اشعار اوست :←۱۴۹- مولانا شرف الدین علی بافقیبافق قصبه ایست از قصبات ولایت کرمان و وی در ملک سخنوری و طلاقت بیان سحبان زمان، لا تکلف، تا اختر فضایلش بافق کمال برآمده از پرتو طلوع آن عرصه ساحت فصاحت روشن است . و تا گلبن افضالش در جویبار سرابستان کمالات سرکشیده فضای دلگشای بلاغت از سایه گلشن او خرم و اگر بجواهر اشعار آبدارش ابکار افکار را ترصیع کنند رواست، و اگر فصحای بلاغت انجام سبحه سان دست بدستش گردانند سزاست، این اشعار عذوبت آثار از اوست :←۱۵۰- قاضی عبدالخالق کره رودیاز طبقات بلده المؤمنین قم است و از زمره ی غوایت مآب و الشعراء یتبعهم الغاوون زیرا که با وجود تمکن در مسند خیرالبرایا اکثر اوقات زبان به فحش و هجو میگشود و غایتش خالی از فضایل و خوش طبعی نبود این بیت از جمله اشعار اوست :←۱۵۱- مولانا عزالدین جبلیاز طوایف معتبر قزوین است و در اکثر علوم معقول و منقول متین، سلیقه شعرش جبلی و شیوه ی فضلش فطری است. چنانکه از این دو بیت قصیده که در مدح حاکم گیلان گفته مبین میشود .←۱۵۲- مولانا امان اللهاز طبقه حجازیه قزوین است و در آنجا مولانا امان جان مشهور بود وفاتش در شهور سنه خمسین و تسعمایه واقع شد این مطلع از اوست :←۱۵۳- مولانا ذوالنونمولد او از موضع خیارج قزوین است برادر زاده مولانا ادهم منشی است و در طب از شاگردان مولانا علاءالدین محمد است فی الواقع در علوم زحمت بسیار کشیده مدت ده سال با من بود و سه رساله یکی در حفظ صحت نفس و دیگری در بحران و دیگر در معما بنام من نوشته است در فترات تکلو، نا پیدا شده کسی از وی خبر ندارد . این معما باسم خلیفه از اوست :←۱۵۴- حکیم خبازعنایت الله نام دارد اصفهانی است و طبعی تخلص میکند و در اکثر علوم وقوفی دارد مردی است خوش صحبت و آدمی است خوش طینت این دو مطلع از اوست :←۱۵۵- مولانا صنع اللهاگر چه از ولایت کاشان است اما مدتها شد که اوقاتش در تبریز بطبابت میگذرد قصیده ای در باب فتح شیروان که در شهوسنه اربع و اربعین و تسعمایه اولیای دولت قاهره را دست داده بود گفته که از هر مصرع آن تاریخ آن سال بیرون میآید مطلعش اینست:←۱۵۶- مولانا عبدالعلی تونیاکثر علوم متداوله را تتبع کرده و درکمال تقوی و طهارت است و در اجتناب از نامشروعات در میان ارباب ذکاء بوفا مشهور است و نزد اصحاب صفا، بخوش طبعی مقرر و مذکور . این مطلع از اوست :←۱۵۷- مولانا خلیل الله منجماز ولایت کاشان است و در نجوم و طب و دیگر علوم صاحب وقوف است و در شعر هم بد نیست این مطلع از اوست :←۱۵۸- مولانا شاه قلیاز ولایت خلخال عراق است و در مولویت و معما بین الأقران طاق . این دو مطلع از اوست :←۱۵۹- مولانا طالب گیلانیاز علوم خصوصا طب باخبر است و از فنون و صنایع شعری نیز مخبر، چنانکه در آن فن رساله ای تصنیف کرده این مطلع از اوست :←۱۶۰- مولانا اشرفاز اردبیل عراق است و بقدر خوش نویسی دارد . و خالی از فضیلتی نیست این مطلع از اوست :←۱۶۱- شیخ فضل اللهاز مردم معتبر شیراز بود و در میانه اهل فضل بخوش طبعی و ادراک ممتاز، ولی تخلص میکرد . این رباعی از اوست :←