شعر را زندگی کن
خلوتی با سام میرزا صفوی

۲۴۵- مولانا عبدالکریم پادشاه

صحیفهٔ چهارم در ذکر حضرات واجب التعظیم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برادر مولانا انیسی است . وجه تسمیه او آنکه دماغش پریشانی پیدا کرده و خود را پادشاه نام کرد و بمردم حکم های غریب میکرد. اما فقیر و کم آزار بود نستعلیق را در روش برادر خوب مینوشت و رقم میکرد « کتبه خدا » و گاهی نوشتی که « کتبه زرافه » و رقم مقرری که مینوشت « کتبه شاه » بود و با وجود این شعر نیز میگفت . این دو مطلع از اوست :
۲
تو را در دیده جا کردم که از مردم نهان باشینه دانستم که آنجا هم میان مردمان باشی
۳
نمیگویی حکایت با من و آنگه که میگوییز بس حسرت ندانم که با که میگویی، چه میگویی
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth