شعر را زندگی کن
خلوتی با سام میرزا صفوی

۲۶۸- مولانا بنایی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مولدش هرات است و چون پدرش معمار بود بنابر آن این تخلص اختیار کرد ذاتش در اصل چون قابل افتاده بود در اوایل جوانی روی توجه بجانب کسب کمالات آورده بی تکلف در اکثر فنون گوی مسابقت از اقران ربود . و بنیان فضایلش صفت کانهم بیناین مرصوص پیدا کرد از خبر مبرور امیر غیاث الدین منصور منقول است که میفرموده : « ملا بنایی ملای شاعران و شاعر ملایان است » و در تصوف و خوشنویسی و خوشخوانی مشهور و در علم موسیقی و ادوار که از اقسام ریاضی است رسایل دارد و ظرافت طبعش بمرتبه ای بود که نسبت بامیر علیشیر که نزاکت مزاجش از آن مشهور تر است که احتیاج به تعریف داشته باشد سخنانی ظرافت آمیز میگفتند از جمله آنکه روزی بدکان پالان دوزی رفته و گفته که پالان امیر علیشیری میخواهم . این سخن بامیر علیشیر رسیده با او سوء مزاجی پیدا کرده چنانکه در وطن اصلی خود نتوانست بود روی بعراق آورد و در خدمت سلطان یعقوب اندک اندک ترقی کرده کتاب بهرام و بهروز را بنام پادشاه مذکور گفت و چون یوسف بیک برادر سلطان یعقوب نیز مقارن این حال ارتحال یافته بوده و در آن واقعه این بیت گفته :
۲
بعد از اندک زمانی حب وطن او را بجانب هرات کشید و دیگر باره امور ناملایم از او سر میزد و در این نوبت امیر علیشیر بیشتر از پیشتر رنجیده کار بجایی رسید که پروانه قتلش حاصل کرد از جمله رنجش آنکه چون میر بنابر عدم توجه بجانب تأهل به عنیت اشتهار یافته بود و مولانا قصیده ای در مدح او گفته صله ای چنانکه مطبوع او بود باو نرسید بناء علیه آن قصیده را باسم سلطان احمد میرزا قوم سلطان حسین میرزا کرده باو گذرانید . این معنی مسموع میر شد نسبت به مولانا در مقام کلفت شدند.
۳
مولانا این قطعه بجهت تلافی سرود و بخدمت میر فرستاد .
۴
هر یکی را به شوهری دادمآنکه کابین نداد و عنین بود
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth