شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای آتشِ سودایِ تو خون کرده جگرهابر باد شده، در سرِ سودایِ تو، سرها
۲
در گُلْشَنِ اُمّید به شاخِ شَجَرِ منگل‌ها نَشِکُفْتَند و برآمد نه ثَمَرها
۳
ای در سَرِ عُشّاق ز شورِ تو، شَغَب‌هاوی در دلِ زُهّاد ز سوزِ تو، اَثَرها
۴
آلوده به خونابهٔ هجرِ تو، روان‌هاپالوده ز اندیشهٔ وصلِ تو، جگرها
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth