→ دیوان اشعارخاقانی
خاقانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۱ای آتشِ سودایِ تو خون کرده جگرها←غزل شمارهٔ ۲طبعِ تو دمساز نیست عاشقِ دلسوز را←غزل شمارهٔ ۳خوش خوش خرامان میروی، ای شاه خوبان تا کجا←غزل شمارهٔ ۴رفتم به راه صفت دیدم به کوی صفا←غزل شمارهٔ ۵ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا←غزل شمارهٔ ۶به زبان چرب جانا بنواز جان ما را←غزل شمارهٔ ۷به سر کرشمه از دل خبری فرست ما را←غزل شمارهٔ ۸گر، نه عشق او قضای آسمانستی مرا←غزل شمارهٔ ۹ای پار دوست بوده و امسال آشنا←غزل شمارهٔ ۱۰اری فیالنوم ما طالت نواها←غزل شمارهٔ ۱۱جام می تا خط بغداد ده ای یار مرا←غزل شمارهٔ ۱۲درد زده است جان من میوهٔ جان من کجا←غزل شمارهٔ ۱۳سر به عدم درنه و یاران طلب←غزل شمارهٔ ۱۴گر مدعی نهای غم جانان به جان طلب←غزل شمارهٔ ۱۵مستِ تمام آمده است بر در من نیم شب←غزل شمارهٔ ۱۶به یکی نامهٔ خودم دریاب←غزل شمارهٔ ۱۷ترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسب←غزل شمارهٔ ۱۸رویم ز گریه بین چو گِلین کاهْ زیرِ آب←غزل شمارهٔ ۱۹کار عشق از وصل و هجران درگذشت←غزل شمارهٔ ۲۰انصاف در جِبلَت عالم نیامده است←غزل شمارهٔ ۲۱پای گریز نیست که گردون کمانکش است←غزل شمارهٔ ۲۲تا جهان است از جهان اهل وفائی برنخاست←غزل شمارهٔ ۲۳دل پیشکش تو جان نهاده است←غزل شمارهٔ ۲۴کار گیتی را نوائی مانده نیست←غزل شمارهٔ ۲۵اهل بر روی زمین جستیم نیست←غزل شمارهٔ ۲۶آگه نهای که بر دلم از غم چه درد خاست←غزل شمارهٔ ۲۷در این عهد از وفا بوئی نمانده است←غزل شمارهٔ ۲۸از کف ایام امان کس نیافت←غزل شمارهٔ ۲۹زآتش اندیشه جانم سوخته است←غزل شمارهٔ ۳۰زخم زمانه را در مرهم پدید نیست←غزل شمارهٔ ۳۱چه آفتی تو که کمتر غم تو هجران است←غزل شمارهٔ ۳۲حصن جان ساز در جهان خلوت←غزل شمارهٔ ۳۳بخت بدرنگ من امروز گم است←غزل شمارهٔ ۳۴طره مفشان که غرامت بر ماست←غزل شمارهٔ ۳۵در جهان هیچ سینه بیغم نیست←غزل شمارهٔ ۳۶مرا دانهٔ دل بر آتش فتاده است←غزل شمارهٔ ۳۷من ندانستم که عشق این رنگ داشت←غزل شمارهٔ ۳۸چه نشینم که فتنه برپای است←غزل شمارهٔ ۳۹آن کز می خواجگی است سرمست←غزل شمارهٔ ۴۰فرمان ملک چه ساحری ساخت←
۱ از ۱۱صفحهٔ بعد ←