شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
انصاف در جِبلَت عالم نیامده استراحت نصیب گوهر آدم نیامده است
۲
از مادر زمانه نزاده است هیچکسکو هم ز دهر، نامزد غم نیامده است
۳
از موج غم، نجات کسی راست کو هنوزبر شط کون و فُرضهٔ عالم نیامده است
۴
از ساغر زمانه که نوشید شربتیکان نوش، جانگزای‌تر از سم نیامده است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth