شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۵۳ - در مدح سلطان عزالدین محمد شاه ثانی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از صدق می‌زنم به مهرت چو صبح دمای آفتاب روشنئی ده به صبحدم
۲
چون ذره در هوای تو سرگشته گشته‌ایمخردی ما مبین که بزرگی تو در کرم
۳
من بیش و کم ندانم، دانم که هر زمانحسن تو و صبوری من هر دو بیش و کم
۴
چشم من از مژه قلم مو می‌کنداز اشک سرخ بر رخ زردم کشد رقم
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth