خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ببین به دیدهٔ ما، روی خویشتن یاراکه حکم آینه شد، آب دیده ما را
۲
تو سرو ناز منی، سر چه میکشی از نازگذر به جانب آب روان تماشا را
۳
مباش در غم فردا و شاد باش امروزکه کس نداند امروز حال فردا را
۴
بیا که صبح بهارست و وقت گل چیدنکه پر ز لاله و گل دامنیست صحرا را
صفحهٔ ۱ از ۲