خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خلاف عهد نکردم به حسن عهد تو یاراخلاف عهد تو کردن مرا چه زَهره و یارا
۲
اگر ز زلف تو دستم رسد به حلقهٔ کعبهبه آب زمزم دیده صفا دهیم صفا را
۳
هزار نکتهٔ شیرین به وعده از لب لعلتشنیدهایم ولیکن ندیدهایم وفا را
۴
اگر به دست رسولی تحیتّی بفرستیبه حق آنکه کریمی خودآی بهر خدا را
صفحهٔ ۱ از ۳