شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما بی نصیب و آن همه حشمت رقیب رااز خوان رزق کس نبرد جز نصیب را
۲
گیرم حبیب روی نماید معاینهکو دیده‌ای چنان که ببیند حبیب را؟
۳
چون از جفای خار بر آتش گل آب شدجای خروش خوش نبود عندلیب را
۴
ما را دوای درد ز دارالشفای اوستزحمت بود معالجت من طبیب را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth