خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند پنهان سوزم و پوشیده دارم دود رادود بر آتش کجا پوشیده دارد عود را؟
۲
ناله را گیرم که بربندم ره بیرون شدنچون به جای خود نشانم اشک خون پالود را؟
۳
تا شد او آرام دل یکدم نیارامیدهامتا شد او مقصود من گم کردهام مقصود را
۴
درد او را کی دهم درمان به عالم کز غمششادمانیها فزاید جان غم فرسود را
صفحهٔ ۱ از ۲