خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه نویسم و چه گویم، صفت نگار خود رابه زبان چگونه آرم، غم روزگار خود را
۲
بزنم نوا چو بلبل، بکشم خروش و غلغلچو به کام خود ندیدم، گل و لالهزار خود را
۳
غم من مگر نگارا، بخورند دشمنانمتو که دوستی نخوردی، غم دوستدار خود را
۴
بدوان به سوی صیدت، که منم اسیر قیدتتو مگر نمیشناسی صنما شکار خود را
صفحهٔ ۱ از ۲