خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا جسته برق رویت از عکس روی زیباافتاده شعلهٔ او در خرمن دل ما
۲
تاب تجّلیّ حسن، جز عشق ما نداردمحکمترست با تو، عهدم ز سنگ خارا
۳
در فقر اگر ندارم، جز چهرهٔ تو وجهیاز همتم نباشد، جز قامت تو بالا
۴
تا دید حسن رویت، لیلی شدست مجنونتا باخت نرد عشقت، وامق شدست عذرا
صفحهٔ ۱ از ۳