خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاقبت رحمی کند بر درد ما، درمان مابندگان خویش را یاد آورد سلطان ما
۲
گر نخواهد بود وصل یار ما اندر بهشتلاجرم باغ جنان خواهد شدن زندان ما
۳
تو ز وصل خویشتن هرگز نیفتادی جداظاهراً واقف نهای از آتش هجران ما
۴
همچو موم از آتش غم میگدازد شمع دلقطره قطره میچکد از دیدهٔ گریان ما
صفحهٔ ۱ از ۲