خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کوی تو ای حور، ما را جنت استدیدن روی تو ما را منت است
۲
عاقبت روزی به کوی تو رسیممرغ را پر، آدمی را همت است
۳
باده می نوشی تو، من خون میخورمآن خورد هر کس که او را قسمت است
۴
چون خیالت را شبی دیدم به خوابگفتی از هجر تو بر ما رحمت است
صفحهٔ ۱ از ۲