خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما را هوس صحبت جان پرور یار استور نه غرض از باده نه مستی نه خمار است
۲
آتش نفسان قیمت میخانه شناسندافسرده دلان را به خرابات چه کار است
۳
نی را که نوا از لب یارست به هر حالپیوسته چرا همنفس نالهٔ زار است
۴
باید طلبد تا برسد مرد به مطلوبشادی و غم و راحت و رنج و گل و خار است
صفحهٔ ۱ از ۳