خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طاق ابروی تو پیوستهٔ دور قمر استشب گیسوی تو نزدیک طلوع سحر است
۲
ماه رخسار تو هر شب که بگردد طالعچشم بیدار من از اشک ستاره شمر است
۳
آنکه بگرفت تو را چست در آغوش، قباستوانکه دستی به میان تو در آرد کمر است
۴
سبب درد دل ماست رقیب تو ولیکنتوان کرد شکایت که سبب معتبر است
صفحهٔ ۱ از ۳