خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز دل کباب و ز دیده شراب در نظر استبیا که جمله شراب و کباب در نظر است
۲
اگر چه سرو تو را میل گوشهٔ آب استگذر به گوشهٔ چشمم که آب در نظر است
۳
به خنده تا بنمودی ز درج لعل و گهرمرا ز حسرت آن دُرِ ناب در نظر است
۴
گلاب بر گل سوریست یا عرق بر رویمرا ز دیدن آن گل کلاب در نظر است
صفحهٔ ۱ از ۲