شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمریست تا خیال تو در عهد جان ماستیاد تو مونس دل و ورد زبان ماست
۲
در محنت فراق تو خون شد دل و هنوزمهر تو در میان دل خون فشان ماست
۳
بگذر به تربتم که پس از ما هزار سالبر خاک ره نشسته سرشک روان ماست
۴
گفتم بگویم از غم دل با تو،‌ عقل گفتآنجا که عشق اوست چه جای بیان ماست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth