خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خدمت پیر مغان مذهب دیرینهٔ ماستسجده در پیش بتان پیشهٔ پیشنهٔ ماست
۲
گر بخواهیم که بینیم رخ خود را سرخمی روشن به کف آریم که آیینهٔ ماست
۳
دل ما گر چه خراب است ز درد و غم توغم عشق تو در او هست که گنجینهٔ ماست
۴
سینه چون صبح شکافیم به تیغ خورشیدتا ببینی اثر مهر که در سینهٔ ماست
صفحهٔ ۱ از ۲