خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا از تیغ هجران دل دو نیم استکه از وصلش امید، از هجر بیم است
۲
حدیث زمهریر از آه من پرسکه اندر سینهام نار جحیم است
۳
نخستین عشق من روز ازل بودنیاز ما و ناز او قدیم است
۴
به نادانی اگر کردم گناهیهمیدانم که طبع او کریم است
صفحهٔ ۱ از ۲