خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرو بالای تو را آب روان از چشم ماستگر نشاید روزگارش در کنار ما رواست
۲
جای تو دانم که دایم در دل ریش من استلیک آن مسکین سرگردان نمیدانم کجا است
۳
یاد لعلت میکنم آن هست صوتی در نهفتوصف بالای تو میگوییم و آن قولیست راست
۴
در چمن روی گل از شرم و خجالت سرخ شدوز حیا در پیش قدت هیچ سروی بر نخاست
صفحهٔ ۱ از ۲