شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۱۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیوانه گشتم بر رخت،‌ دیوانه را تدبیر چیستزنجیر بر دستش بنه، او را به از زنجیر چیست
۲
گر من نه سرمستم چرا، آشفته می‌گویم سخنور من نه لایعقل شدم، در عقل من تغییر چیست
۳
چشم تو هر دم می‌کُشد، صد عاشق من و زنده‌امگر طالع من نیست بد، در کار من تقدیر چیست
۴
چون تیرباران بلا، از چشم و ابرو میکنیبر بسته‌ ترکش برمیان، باز این کمان و تیر چیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth