خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۱۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر چه نه عشقست همه کافریستسجده که بیصدق بود بتگریست
۲
این سر اگر در قدم او رودسلطنت این سری و آن سریست
۳
ز آتش او هر چه که داری بسوزچهره چو زر کن، چه غم بی زریست
۴
عاشق او گر تو نباشی، مباشماه مرا هر دو جهان مشتریست
صفحهٔ ۱ از ۲