خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۱۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشمم به یاد لعل تو، دوشینه خون گریستبی سنبل تو نرگس من لالهگون گریست
۲
در یاب ای فزون شده از حد دلبریکین چشم اشکبار من از حد فزون گریست
۳
پنهان ز دیده یاد تو از خاطرم گذشتخندید از درون دل و چشم از برون گریست
۴
خندم به گریه در چو نکوخواه گویدمنیکو شود هر آینه آن کز جنون گریست
صفحهٔ ۱ از ۲