خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۱۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا رب آن اوج نشین کوکب سیارهٔ کیستنظر آن مه بیمهر به استارهٔ کیست
۲
اشک سرخ و رخ زرد و دل گرم و دم سردشمع سوخته ز آتش رخسارهٔ کیست
۳
دل بلبل به جفای گل اگر پاره شده استدل گل هیچ ندانیم که صد پارهٔ کیست
۴
غرقهٔ خون جگر مانده گل بر سر خارباز پرسید که خارم ز دل خارهٔ کیست
صفحهٔ ۱ از ۲