شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۱۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در شهر یار پختهٔ ما جز کباب نیستوز همدمان کهنه کسی جز شراب نیست
۲
هم‌صحبتی که با همه‌کس خوش سخن بودبسیار جُسته‌ایم و به غیر از رباب نیست
۳
روی از بساط دهر به شطرنج کرده‌ایمکز شاه او وجود کسی را عذاب نیست
۴
با ناز شاهدان که چو کاغذ دو رویه‌اندما را چه کار، شاهد ما جز کتاب نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth