شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۱۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نبود ز پند فایده آن را که هوش نیستبا من زبان مشو که مرا با تو گوش نیست
۲
بلبل مکن نفیر که پروانه را ز عشقمی‌سوزد اندرون و زبان خروش نیست
۳
عاشق مگوی مُدّعی‌ئی را که پیش اواز سوی یار نیش مساوی نوش نیست
۴
دیگ امید شاید اگر سرد و خام شدآن را که خون ز آتش سودا به جوش نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth