خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۱۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان ما بی شرفِ صحبت جانان خوش نیستحکم سلطان وصالست که هجران خوش نیست
۲
بی لب و عارض او دیده ندارد نوریبی وجود گل و مل طرف گلستان خوش نیست
۳
ساقیا بادهٔ روشن، که جهان تاریک استمطربا نغمهٔ خوش ساز که دوران خوش نیست
۴
چند پوشیده خورم جام غمش مالامالآشکارا کنم این راز که پنهان خوش نیست
صفحهٔ ۱ از ۲