شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۱۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با گل سخن جمال او رفتگل را همه رنگ و بو رفت
۲
سروش چو بدید بر لب جویآب رخ او چو آبِ جو رفت
۳
اشک از نظرم فتاد بر خاکچون از نظرم خیال او رفت
۴
بر چهره فتاد ز آب‌رو گرددامن بگرفت و آبرو رفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth