شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۱۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو چشمت هیچ آهوئی نداردکه چشمت هیچ آهوئی ندارد
۲
خجل شد از گل روی تو لاله‌که رنگی دارد و بوئی ندارد
۳
از آن دارد سر اندر پیش نرگسکه دارد چشم و ابروئی ندارد
۴
دلم از دیده جوی خون روان کردبه غیر از دیده دل جوئی ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth