خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دردی است درد عشق که درمانپذیر نیستاز جان گزیر هست و ز جانان گزیر نیست
۲
شب نیست تا ز جنبش زنجیر مهر او
حلقهیْ دلم به حلقهٔ زلفش اسیر نیست
۳
گفتا به روزگار بیابی وصال مامنت پذیرم ارچه مرا دلپذیر نیست
۴
دل بر امید وعدهٔ او چون توان نهادچون عمر پایدار و فلک دستگیر نیست
صفحهٔ ۱ از ۳