شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۲۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش ماه ما به منزل راه بُردچشم ما تا روز اختر می‌شمرد
۲
شمع را آتش به سر بر می‌رودپیش روی او نشست از شرم و مُرد
۳
نیش غم را نیست افسون غیر نوشدرد ما را نیست درمان غیر دُرد
۴
زیر لب دارد دهانت خرده‌هالعل را کوچک مبین کان نیست خُرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth