خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۲۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر گه که رخ بدزدد و دزدیده بنگردما را کُشد به غمره و نادیده آورد
۲
دانی که روی تافتن او ز بهر چیست؟رحم آیدش که به سوی کُشته بنگرد
۳
از خونبهای خویش همیبگذرم اگرآن کس که کُشت و رفت، دوباره بنگرد
۴
دل رفت پیش دلبر و من جان همیکَنمدل هر که برده است جان چرا نمیبرد
صفحهٔ ۱ از ۲