شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۲۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر دلبر ز ما دل برنگیرددل من غیر او دلبر نگیرد
۲
اگر زر در میان نبود کمر رامیان دوست را دربر نگیرد
۳
صبا دم می‌دهد گل را ولیکننخواهد خورد دم تا زر نگیرد
۴
خیال دوست در چشمم نیایدکه او را دیده در گوهر نگیرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth