خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۲۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر زمان آتش تو در دل یاری گیردشیرگیر آهوی چشم تو شکاری گیرد
۲
دل ما کرد قراری که نیاید به قرارمگر آن روز که زلف تو قراری گیرد
۳
هر شبم تا سحر از ناله نمیآید خوابتا نباید که تو را نالهٔ زاری گیرد
۴
رنگ زرد از دل خود غنچه به شبنم میشستلاجرم هر ورقی نقش نگاری گیرد
صفحهٔ ۱ از ۲