شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۲۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غم عالم مخور ای دل،‌ که عالم غم نمی‌ارزدبه غمگین گشتن یک دل، همه عالم نمی‌ارزد
۲
دو روز عمر در عالم، چه باید خورد چندین غمکه اندوه فراوانش به عمر کم نمی‌ارزد
۳
مخور تیغ جفای او، به بوی مرهم لطفشکه زخم سوزنی از وی به صد مرهم نمی‌ارزد
۴
به یک جو گر سعود مشتری را چرخ بفروشدنباید مشتری گشتن، که یک جو هم نمی‌ارزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth