شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۲۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر به خونریزی آن ترک ختا برخیزدچه صواب آید و آنگه چه خطا برخیزد
۲
قاصدی نیست که آرد خبر دوست به دوستمگر این دوستی از دست صبا برخیزد
۳
دیده از نور تجلی بنماید دیدارگر ز آینهٔ دل رگ ریا برخیزد
۴
تن من خاک در توست و به بوئی زنده‌ستکه به محشر ز سر کوی شما برخیزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth