خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۲۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیده باید که در او صورت یاری باشدور نه بی وَرد رخش هر مژه خاری باشد
۲
ما صبوریم، تو هر جور که میخواهی کُنعاقبت روزِ شمار است و شماری باشد
۳
زار نالم چو نی از دست فراقت یارازر و زوری نبود، نالهٔ زاری باشد
۴
نقش بالای تو در دیده نشاندیم، دریغنه درختیست کز او فایدهٔ باری باشد
صفحهٔ ۱ از ۲